خانه‌ای برای تقویت زبان انگلیسی شما
بلاگ سلام زبان- آموزش رایگان زبان انگلیسی

مشهورترین و سرشناس ترین ایرانیان در دنیا

فکر می کنید دانستن زبان انگلیسی در موفقیت اشخاص نقشی دارد؟

 

 

 

تصویر جمشید دلشاد شهردار شهر بورلی هیلز آمریکا


امید کردستانی معاون ارشد google در حال سخنرانی در سمینار




تصویر فریار شیرزاد معاون مشاور رئیس جمهور و شورای ملی امنیت ایالات متحده




حسین اسلامبولچی رئیس شرکت مخابرات در آمریکا





تصویر علی دیزایی از فرماندهان ارشد پلیس لندن ( مشاور حقوقی انجمن افسران پلیس لندن )




تصویر امیر مجیدی مهر معاون ارشد کمپانی مایکروسافت ( سمت چپ )




تصویر انوشه انصاری اولین زن فضانورد ایرانی




تصویر پروفسور Caro Lucas پدر رباتیک ایران




تصویر ماریا خرند مدیر موفق کمپانی سونی اریکسون




تصویر مینو اخترزند مدیر راه آهن کشور سوئد




تصویر سیما تمدن معاون ارشد شرکت apple



تصویر پروفسور توفیق موسیوند مخترع نخستین قلب مصنوعی داخل بدن انسان

 

سلام آقا/خانم دزد



Hi Mr./Mrs. Thief

داشتم سایت های آموزش زبان را مرور می کردم که بعضی جاها با مطالب سایت سلام زبان مواجه شدم، بدون هیچ دستکاری و ذکر نام سایت آموزش زبان انگلیسی سلام زبان .

شاید دزدی کردن در اینترنت هم دیگه عادی شده باشه. چیزی که ما هم دچار آن شدیم، آن هم به این علت که اصلا سایت مشهوری نیستیم و به همین خاطر است که آقا/خانم دزد به خودش این جرات را می دهد.

 

نکته جالب تر این هست که پایین هر مطلب دزدی هم نوشتند:

 

تمام حقوق  محفوظ است و هرگونه کپی برداری پیگرد قانونی خواهد داشت

از همه ی دوستانی که در سایت یا وبلاگ خود به ما لینک دادند تشکر میکنم و از دوستان دیگر خواهش میکنم که اگر سایت سلام زبان را مفید می دانند در معرفی آن ما را یاری نمایند

 

.

بازنشر مطالب سلامزبان بدون ذکر پیوند پسندیده نیست.
 
 
حقوق مادی که ندارد؛ اما حقوق معنوی‌اش برای سلام‌زبان محفوظ است.

doz
 

دیوار بلند باور

روزی دانشمندى آزمایش جالبى انجام داد. او یک آکواریوم ساخت    و با قرار دادن یک دیوار شیشه‌اى در وسط آکواریوم آن ‌را به دو بخش تقسیم ‌کرد.
در یک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش دیگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگ تر بود.
ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى دیگرى نمى‌داد.
او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سویش حمله برد ولى هر بار با دیوار نامریی که وجود داشت برخورد مى‌کرد، همان دیوار شیشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد.
پس از مدتى، ماهى بزرگ از حمله و یورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواریوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غیر ممکن است!
در پایان، دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز گذاشت. ولى دیگر هیچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌سوى آکواریوم نیز نرفت !!!
می دانید چـــــرا ؟
دیوار شیشه‌اى دیگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش دیوارى ساخته بود که از دیوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن دیوار، دیوار بلند باور خود بود! باوری از جنس محدودیت !باوری به وجود دیواری بلند و غیر قابل عبور! باوری از ناتوانی خویش!

دیوار باور ذهن


شما در مورد یادگری زبان انگلیسی همچین دیواری روبروی خود ساخته اید؟
چقدر بلند؟
چقدر مقاوم؟
تخریبش را به ما بسپارید.
دیر نشده، کاری بکن.


 

خدا...

خداوند ...


خدا
ای بــرادر! خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود

یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند

مگر از زندگی چه میخواهید
که در خدایی خدا یافت نمیشود؟
که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود
که به نفرت پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود
که به خلاف پناه میبرید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید ؟!


از سخنان ملاصدرای شیرازی



 


صفحه 1 از 6